بیوگرافی

علی زنگنه متولد  سال ۱۳۵۹ ساکن شهرستان باغملک از ایل اصیل وجلیل والقدر زنگنه 

 دارای مدرک تحصیلی مقطع کارشناسی کامپیوتر رشته مهندسی تکنولوزی نرم افزار کامپیوتر .

دوران تحصیلات از اول ابتدایی تا سال چهارم دبیرستان را در شهرستان باغملک به اتمام رساندم  وتحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه به اتمام رساندم و ضمنآ جا دارد از کلیه پرسنل دانشگاه واساتید محترم رشته کامپیوتر کمال تشکر را بنمایم

شب سکوت

شب است سکوت غم انگیز قورباغه ها

شب است پایان مرگ جیرجیرکها

سب است و نسیم باد بی احساس شبانگاهی

ومن نشسته در کنا جوی اب اوربه 

می خاهم با موسیقی بی نت اب

درتالار بزرگ رویای جیرجیر کها

شب دیگری را به سر کنم                    شعر:وحید یوسفی هزاروند

خداکند که دل من فقط برای توباشد

خداکند که دل من فقط برای توباشد...

خداکند که دل من ، درانتظار تو باشد...

درون کلبه قلبم ، همیشه جای توباشد...

مرانسیم نگاهت به باغ آینه‌ها برد...


ادامه نوشته


تاریخچه ایل زنگنه

معین‌الدین نطنزی, زنگنه را جزو قلمرو اتابکان لر محسوب می‌کند و زنگنه را جزو طوایفی نام می‌برد که به حکم اتابکان لر گردن گذارده بودند -تذکره الملوک ایل زنگنه را در مجموعه‌ای مرکب از ایلات کرد و لر نام می‌برد-شرفنامه بدلیسی امرای کرد ایران را به چهار شعبه مشتمل دانسته که زنگنه یکی از آن هاست- بسیاری از نویسندگان معاصر نیز در کرد بودن زنگنه تردید نکرده اند.

دربارهٔ وجه تسمیهٔ زنگنه اقوال گوناگون است. برخی منابع این نام را برگرفته از نام مکانی می‌دانند که این ایل در آن جا می‌زیست- برخی نام زنگنه را منبعث از زنگه شخصیت افسانه‌ای در حماسه ملی ایران می‌دانند- زنگنه‌ها خود را بازمانده زنگه می‌دانند-مردوخ کردستانی خاستگاه زنگنه را کردستان عراق دانسته و زنگنه عراق را ساکن کرکوک و خانقین, در اطراف کفری و ابراهیم خانمی و اراضی سوماک می‌داند- همه منابع مربوط همداستانند که ایل زنگنه به منظور یاری پادشاهان صفوی از منطقه اصلی خود کوچیده و در منطقه جدیدی سکنی گزیده‌است. آن‌ها شاه اسماعیل اول را در جنگ‌هایش یاری داده اند- زمان مهاجرت زنگنه به داخل قلمرو ایران دقیقا مشخص نیست.

نویسنده‌ای زمان مهاجرت زنگنه را پس از حمله مغول می‌داند و به قول او آن‌ها در این زمان مجموعا سیصدهزار نفر می‌شدند که به صحرای قراباغ در شمال آذربایجان کوچیدند و در آن جا حکومتی تشکیل دادند- اما عمده منابع گواه آن است که مهاجرت زنگنه هم‌زمان با تشکیل دولت صفوی توسط اسماعیل اول بوده است- هم چنین گفته شده ایل زنگنه پس از ورود به ایران در کرمانشاه سکنی گزیدند- به هرحال افراد ایل زنگنه در زمان اسماعیل اول سیادت وی را پذیرفتند و تحت فرمان وی درآمدند و نزد وی به مقامات بالا رسیدند.

ایل زنگنه در رکاب شاه اسماعیل در جنگ‌های متعدد وی به ویژه با عثمانی‌ها شرکت کرد. یکی از این جنگ‌ها جنگ چالدران بود- در زمان تهماسب اول نیز چندتن از سرداران کرد زنگنه سلیم خان زنگنه و حیدرخان زنگنه به فرماندهی اسماعیل میرزا- با عثمانی‌ها جنگیدند- شاه تهماسب برای تقویت مرزهای شرقی ایران در مقابل تهاجمات ازبک‌ها برخی کردهای زنگنه را به خراسان منتقل کرد-ایل زنگنه هم چنین در زمان سلطان محمدشاه در جنگ‌های ایران و عثمانی در قراباغ با عثمانی‌ها نبردکرد-در سال ۵ـ۷/۹۸۴ـ۱۵۷۶ یعنی زمان شاه محمد, افرادی از ایل زنگنه به عنوان حاکم سنقر و کرمانشاهان منصوب شدند که حکومت آن‌ها بر آن جا تا قرن هفدهم میلادی -دوامآورد- در زمان عباس اول افراد ایل زنگنه در حکومت, سپاه و دارای موقعیتی بودند یکی از این افراد علی بالی زنگنه بود که شاه عباس او را نزد الله وردی خان فرستاد تا احکام شاه عباس را مبنی بر فتح بغداد به او برساند-در زمان عباس اول به هنگام عزیمت وی به منظور سرکوبی ملوخان اردلان و تسخیر کردستان علی بالی بیگ زنگنه که سابق جلودار ویژه شاه عباس بود واسطه ایجاد صلح بین شاه عباس و ملوخان شد. ملوخان تحت تأثیر سخنان علی بالی بیک, تسلیم شاه عباس شد و خلعت گرفت. بعدها در زمان خان احمدخان اردلان پسر ملوخان مجدداً ماموریت کردستان یافت, چراکه خان احمدخان به دولت عثمانی ملتجی شده بود و از آن‌ها کمک دریافت می‌کرد تا به تصرف کردستان دست یازد-علی بالی بیک هم چنین مدتی در زمان عباس اول, امیر خراسان بود-علی بالی بیک به تاریخ ۱۶۱۸م۱۰۲۸/ق از مقام جلوداری به منصب امیرآخورباشی ارتقا یافت-تا سال ۱۰۴۷ق در این مقام باقی ماند و در این سال منصب مزبور به شیخعلی خان پسرش انتقال یافت- اما پیش تر از وی برادرش شاهرخ سلطان به این مقام منصوب شده بود-نویسنده‌ای سال انتصاب شاهرخ سلطان را به مقام امیرآخورباشی ۱۶۳۲م۱۰۴۴/ق دانسته است- در سال ۱۰۴۷ شیخعلی خان به جای وی که به امارت ایل زنگنه ارتقایافته و حاکم سنقر, هرسین, کرمانشاه, بیستون و کلهر شده بود - به مقام امیرآخورباشی رسید. البته, شاهرخ سلطان سال‌ها پیش از آن, در سال ۱۰۳۹ق به امارات خواف منصوب گردیده بود - شاهرخ سلطان در نهم جمادی الاولی ۱۰۴۹ق درگذشت و به جایش شیخعلی خان به امارت زنگنه منصوب گردید. به جای وی نیز برادرش نجفقلی بیک به مقام امیرآخورباشی جلو رسید-در منابع آمده‌است که علی بالی بیک یکی از ملاکین بزرگ کرمانشاهان بود این که ملک کرمانشاهان ملک شخصی و خریداری شده علی بالی بیک بوده و یا این که از طرف شاهان صفوی به سبیل تیول به وی واگذار شده بود, مشخص نیست -  البته نویسنده عباسنامه, کرمانشاه را تیول زنگنه معرفی می کند - در این که علی بالی خان دارای روستاهای متعدد در غرب ایران بود تردیدی نیست, چنان چه نویسنده خلاصه السیر اشاره به یکی از آن‌ها به نام سرخآباد دارد -در زمان شاه عباس دوم افراد خاندان زنگنه هم چنان راه ترقی را پیمودند. در این میان نجفقلی خان به عنوان فرمانده بخشی از سپاه در مرزهای شرقی ایران خوش درخشید. وی در قضیه محاصره قندهار به جد ایفای خدمت کرد و مورد لطف شاه قرار گرفت -  نجفقلی بیک در زمان شاه عباس دوم با وجود آن که آغاز خوبی داشت و پیوسته مورد لطف شاه بود, اما سرانجام مغضوب شاه واقع شد و از دستگاه حکومت طرد گردید. اما با جلوس شاه سلیمان دوباره مورد لطف دربار قرار گرفت -در سال ۱۰۵۵ق شهر خواف در خراسان به اقطاع دوستعلی خان زنگنه داده شد - در سال ۱۰۵۷ق دوستعلی خان از زمره امرایی بود که در محاصره قندهار شرکت داشتند -  در سال ۱۰۵۸ق حکومت ولایت گرمسیر با توابع و ملحقات و مضافات به دوستعلی خان حاکم ایل زنگنه که در این وقت تیولدار ولایت خواف و باخرز خراسان بود داده شد - از سال ۱۶۵۳م۱۰۶۴/ق به بعد شیخعلی‌خان زنگنه, خان ایل کلهر و تیولدار سنقر و کرمانشاه شد- با مطالعه منابع متوجه می‌شویم که آبادانی کرمانشاه عمدتاً توسط شیخعلی‌خان زنگنه صورت گرفت, چراکه در سال ۱۰۰۴ق کرمانشاه به نام مزرعه‌ای معروف بود, اما در نیمه دوم قرن یازدهم هجری کرمانشاه عمران و آبادی خود را ازسر گرفت و شیخعلی خان از زمان عباس دوم در عمارت آن بسیار کوشید -  شیخعلی خان به سال ۱۰۶۶ق حکومت سنقر و دینور را نیز در دست داشت - روی هم رفته باید گفت که ایل زنگنه در دورهٔ شاه عباس روز به روز بر اهمیت خود افزود و مناصب نسبتاً والایی به دست آورد و مسیری را که از زمان اسماعیل اول در آن گام نهاده بود با سرعت بیش تر طی کرد و به مقصد نهایی, که رسیدن به قدرتمندترین منصب بعد از منصب شاه باشد, نزدیک شد.

در زمان شاه سلیمان و به ویژه پس از رسیدن شیخعلی‌خان زنگنه به وزارت عظمی, ایل زنگنه بسیار قدرتمند شد و کارگزاران بسیاری از ولایات (اعم از ممالک و خاصه) از ایل زنگنه تعیین شدند. چنان که در سال ۱۰۸۶ق طایفه زنگنه به معیت حسینعلی خان زنگنه که به حکومت بهبهان و کوه گیلویه منصوب شده بود, به بهبهان رفتند و پشت کوه را قشلاق و پیش کوه را ییلاق خود قرار دادند -در زمان نادرشاه (حک : 1148ـ1160 ق.) طایفه های کردزنگنه (شامل طوایف کرد، زنگنه و کردزنگنه ) از کرمانشاهان به منطقة جانکی کوچ کردند.

اسطوره فوتبال ایران ناصر حجازی درگذشت.

زندگی نامه ناصر حجازی:

 

ناصر حجازی

 

 

 

 

ناصر حجازی در سال 1328 در تهران به دنیا آمد

وی دروازه بان سابق تیم‌های استقلال (تاج) و تیم ملی ایران بوده است که بعد از دوران بازیگری به مربیگری روی آورد.

پدرش متولد تبریز بود و آژانس املاک داشت. وی با 4 خواهر و یک برادر در خانواده‌ای 8 نفری زندگی می‌کرد.

وی دوره دبستان را در دبستان هخامنش و دوره دبیرستان را در دبیرستان‌های سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد.

در سال 1350 وارد مدرسه عالی ترجمه شد و بعد از 6 سال به دلیل مسافرت‌های ورزشی موفق شد لیسانس بگیرد.

رشته ورزشی اصلی وی بسکتبال بود و در 16 سالگی در تیم منتخب دبیرستان ابومسلم بازی می‌کرد و حتی برای تیم ملی جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شد.

در آن زمان در زمین‌های خاکی واقع در منطقه دامپزشکی فعلی، جامی به نام جام شهرزاد برگزار می‌کردند که حجازی نیز در تیمی به عنوان مهاجم بازی می‌کرد.

حجازی روزی با دوستانش به تماشای مسابقات فوتبال منطقه 8 می‌رود و در آنجا تیم منتخب مدرسه‌اش بازی داشت که اتفاقا دروازبان تیم آسیب دیده بود.

حسین دستگاه (خبرنگار وقت کیهان ورزشی) که مربی تیم مدرسه بود او را صدا می‌زند و پست دروازبانی را به او می‌سپارد.

دو ماه بعد همراه با تیم کیهان ورزشی که بازیکنانی همچون غلام وفاخواه، مهدی مناجاتی و مجید حلوایی را به خدمت داشت راهی گرگان می‌شود تا برای این تیم بازی کند.

در گرگان در حالی که وی تنها 16 سال داشت تیم آنها نتیجه را 1-0 واگذار کرد.

حجازی در دوران بازیگری در باشگاه‌های نادر، تاج، شهباز و استقلال بازی کرد.

تیم نادر اولین باشگاه حجازی بود که با دریافت 300 تومان با این تیم قرارداد بست. نادر در آن زمان در دسته دوم باشگاه‌های تهران بازی می‌کرد.

ناصر حجازی سپس دروازه بان باشگاه تاج شد. زمانی که تیم ملی از ترکیه بازگشت مرحوم علی دانایی فرد پیشنهاد بازی در تاج را به حجازی داد و از سویی دیگر مرحوم آقا مدد نیز علاقمند بود که حجازی را به راه آهن ببرد.

حجازی در نهایت با دریافت مبلغ 6 هزار تومان با تاج قرارداد امضاء کرد و در ماه نیز 250 تومان حقوق برایش در نظر گرفته شد.

این انتقال برای ناصر حجازی بسیار خوش یمن بود و حجازی در همان سال اول، قهرمانی در مسابقات فوتبال جام باشگاه‌های آسیا و لیگ فوتبال کشور را با تیم تاج سابق جشن گرفت.

ناصر حجازی با تیم تاج سابق در سال‌های 1345 و 1350 قهرمان تهران و در سال 1353 قهرمان لیگ دوم تخت جمشید شد.

حجازی در سال 1356 به شهباز رفت و یک سال و نیم بازی برای این تیم را تجربه کرد و در سال 1358 به استقلال بازگشت.

در این مرحله او 7 سال دیگر در استقلال بود و با این تیم دو بار در سال‌های 1362 و 1364، در حالی که کاپیتان استقلال بود، قهرمان مسابقات فوتبال جام باشگاههای تهران شد.

حجازی زمانی که با تیم ملی به فرانسه رفت (پیش از جام جهانی 1978 آرژانتین) با پیشنهاد تیم پاریسن ژرمن فرانسه مواجه شد.

نماینده این تیم در اردوی تیم با مهاجرانی درباره انتقال حجازی صحبت کرد، اما حشمت مهاجرانی حجازی را متقاعد کرد که بعد از جام جهانی ممکن است با پیشنهادهای بهتری روبرو شود و به این ترتیب این انتقال صورت نگرفت.

وی بعد از حضور در جام جهانی در سال 1356 از طرف باشگاه منچستر یونایتد پیشنهادی دریافت کرد و یک ماه با این تیم تمرین کرد و 5 بازی نیز در تیم ذخیره‌های منچستر انجام داد.

آنها در اولین بازی در اولدترافورد 5 بر صفر بولتون را شکست دادند و حجازی درخشش چشمگیری در آن بازی داشت. بعد از این دیدار دیوید فکستون سرمربی منچستر حجازی را پسندید.

در یکی دیگر از بازی‌های تدارکاتی حجازی در برابر تیم استوک سیتی برای منچستر یونایتد بازی کرد.

حجازی در 17 سالگی توسط رایکوف به تیم ملی جوانان دعوت شد. در اولین بازی خود برای تیم ملی جوانان در دیداری دوستانه در امجدیه مقابل تیم تاج بازی کرد که بسیاری از بزرگان آن زمان حضور داشتند و آن بازی به تساوی 3 بر 3 رسید.

وی پس از چند بازی دوستانه در آستانه حضور تیم ملی جوانان در رقابت‌های آسیابی بانکوک در یکی از تمرینات از ناحیه کتف مصدوم شد و از سفر به تایلند بازماند.

وی در سن 18 سالگی و پس از اینکه نامش در اسامی دعوت شدگان به تیم ملی نبود به فدراسیون فوتبال رفت و با رایکوف صحبت کرد.

رایکوف اصرار داشت دروازه‌بانی که کتفش شکسته دیگر گلر نمی‌شود، اما اصرار حجازی تاثیر داشت و انتخاب شد.

بعد از دو هفته حضور در اردوی تیم ملی به عنوان دروازه بان اصلی انتخاب و سپس به تورنمنتی در شوروی اعزام شدند.

ناصر حجازی در حالی دروازه‌بان اول تیم ملی فوتبال شد که بزرگانی مثل مهدی کشاورز و مرحوم فرهنگ بادکوبه در تاج قدیم و فرامرز ظلی و عزیز اصلی در تیم‌های دیگر، همچنان در حال قدرت نمایی بودند.

حجازی در سال 1348 و از 19 سالگی دروازه بان اول تیم ملی فوتبال ایران شد و اولین بازی ملی خود را در 22 شهریور 1348 در آنکارا در مقابل پاکستان انجام داد که با نتیجه 4 بر 2 به نفع ایران پایان یافت.

بعد از ملحق شدن به تیم ملی ایران وی توانست با تصاحب جام ملت‌های آسیا در سال 1346 به افتخارات خود بیافزاید.

وی قهرمانی در جام ملت‌های آسیا را دوبار دیگر در سال‌های 1350 و 1354 همراه با تیم ملی ایران تجربه کرد.

ناصر حجازی، آخرین بار سال 1359 و در حالی که تنها 29 سال داشت و در بازی ایران- کویت درون دروازه تیم ملی قرار گرفت.

حجازی تا سال 1359 دروازه بان اول ایران بود اما بعد از آن به خاطر قانون 29 ساله‌ها که حضور در دروازه را برای بازیکنانی که بیش از 29 سال دارند منع می‌کرد، در اوج دوران ورزشی از تیم ملی کنار گذاشته شد.

ناصر حجازی در سال 1365 فوتبال را در 36 سالگی کنار گذاشت.

حجازی به تیم فوتبال محمدان بنگلادش رفت و بعد از مدت کوتاهی سنگربانی، تبدیل به سرمربی موفق این تیم شد.

تحت مربیگری او، محمدان بنگلادش در سال 1367 ، پیروزی بر تیم مقتدر پرسپولیس تهران را تجربه کرد.

حجازی در این سال محمدان بنگلادش را به جمع 8 تیم برتر آسیا رساند.

 ناصر حجازی در سال 1369 و در حالی که 40 ساله بود، به ایران بازگشت.

حجازی مربی بسیاری از تیم‌های فوتبال از قبیل بانک تجارت، شهرداری کرمان، ماشین سازی تبریز، ذوب آهن و سپاهان اصفهان، نساجی مازندران، استقلال تهران، استقلال رشت و استقلال اهواز بوده است.

در زمان مربیگری تیم استقلال تهران، ناصر حجازی توانست با این تیم به فینال جام باشگاه‌های آسیا راه یابد و به نایب قهرمانی برسد.

در طی دوران مربیگری، ناصر حجازی توانسته است بازیکنانی مانند علی دایی و رحمان رضایی را به فوتبال ایران معرفی کند.

او از محبوب‌ترین و مشهورترین فوتبالیست‌های ایرانی به شمار می‌رود و در استقلال تهران از او به عنوان تنها اسطوره این باشگاه نام برده می‌شود.

در سال 1378 کنفدراسیون فوتبال آسیا وی را به عنوان دومین دروازه‌بان برتر قرن بیستمِ این قاره انتخاب کرد.

برخی از افتخارات ناصر حجازی:

http://www.aminbmk.blogfa.com/post-30.aspx