تفسير عشق
عشق بر دل آمد و چشم خفته بیدار گشت
از ازل عشق آمد و در ابد تکرار گشت
ما بسان مردگانیم در لباس زندگان
گرمی عشق ما را زنده و پرکار گشت
عشق، دخت ترسا را مسلمان می کند
شیخ صنعان زهدش برفت و بر دار گشت
آنکه لاف عاشقی میزند را عاشق مخوان
عشق با رنج آمد و مسئله دشوار گشت
عشق گر خواهی در عاشقان حق بجوی
عشق حق چون روزنه بر تن دیوار گشت
درد عشق گر آید مرهمش را نداند طبیب
مجنون طبیبش مرهم بداد و بیمار گشت
با عشق، تن چو پولاد و دیده چون عقاب
بی عشق دیده و رخ تیره و دل زار گشت
گر تو تفسیر عشق خواهی در این سخن
از ازل عشق آمد و در ابد تکرار گشت
ما بسان مردگانیم در لباس زندگان
گرمی عشق ما را زنده و پرکار گشت
عشق، دخت ترسا را مسلمان می کند
شیخ صنعان زهدش برفت و بر دار گشت
آنکه لاف عاشقی میزند را عاشق مخوان
عشق با رنج آمد و مسئله دشوار گشت
عشق گر خواهی در عاشقان حق بجوی
عشق حق چون روزنه بر تن دیوار گشت
درد عشق گر آید مرهمش را نداند طبیب
مجنون طبیبش مرهم بداد و بیمار گشت
با عشق، تن چو پولاد و دیده چون عقاب
بی عشق دیده و رخ تیره و دل زار گشت
گر تو تفسیر عشق خواهی در این سخن
گر یافتی تا کنون بی هوش تو هشیار گشت
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۱ ساعت 14:39 توسط علی زنگنه
|
علی زنگنه